السيد محمد علي الأبطحي

433

مسائلى از فقه شيعه ( فارسي )

نبرد ومرد هم قبول كند ، نبايد زن را بي رضايتش از آن شهر بيرون ببرد . ( مسأله 2379 ) : زنى كه از شوهر سابقش دخترى دارد ، شوهر بعدى مىتواند آن دختر را براي پسر خود كه از اين زن نيست عقد كند ; ونيز اگر دخترى را براي پسرش عقد كند ، مىتواند با مادر آن دختر ازدواج نمايد . ( مسأله 2380 ) : اگر زنى از زنا آبستن شود ، جايز نيست بچه را سقط كند . ( مسأله 2381 ) : اگر كسى با زنى زنا كند ، وپس از استبراء وصبر كردن تا وقتي كه آن زن حيض ببيند أو را عقد كند وبچه اى از آنان پيدا شود چنانچه ندانند از نطفه حلال است يا حرام ، آن بچه حلال زاده است . ( مسأله 2382 ) : مردى كه نمىدانسته زن در عده مىباشد وبا أو ازدواج كرده چنانچه زن هم نداند وبچه اى از آنان به دنيا آيد ، حلال زاده است وشرعا فرزند هر دو مىباشد ، ولى اگر زن مىدانسته كه در عده است وازدواج در عده جايز نيست شرعا بچه فرزند پدر است ، ودر هر دو صورت عقد آنان باطل است وبه يكديگر حرام مىباشند . ( مسأله 2383 ) : اگر زن بگويد يائسه أم نمىتوان حرف أو را قبول كرد ، ولى اگر بگويد شوهر ندارم ، سخن أو را مىتوان پذيرفت ، وهم چنين است بنابر وجهي اگر بگويد در عده نيستم . ( مسأله 2384 ) : اگر پس از آن كه مرد با زنى كه گفت شوهر ندارم ازدواج كرد ، سپس شخصي بگويد آن زن شوهر داشته ، چنانچه شرعا ثابت نشود كه زن شوهر داشته ، نبايد حرف آن شخص را قبول كرد . ( مسأله 2385 ) : چنانچه مادرى مسلمان وعاقل وآزاد وشوهر نكرده باشد ، تا دو سال شير خوارگى فرزندش تمام نشده ، فرزند را از أو جدا نكنند ; وبه احتياط لازم تا هفت سال دختر ، بلكه پسر را از أو جدا نكنند . ( مسأله 2386 ) : مستحب است در شوهردادن دخترى كه بالغه است يعنى مكلف شده عجله كنند ، از حضرت صادق ( عليه السلام ) روايت شده كه : يكى از سعادتهاى مرد آن است كه دخترش در خانه أو حيض نبيند .